تبليغاتX
زن در قرآن

 

بسی جای ستایش است که احسن الخالقین ؛ نهایت لطف و مرحمت خود را نسبت به صنف زن ، چه در نظام تکوین و چه در مقام تشریع مبذول داشته ، چنانکه حضور و استعداد زن را به مقتضای وجود انسانیش در تمام امور مترقی و متعالی اجتماعی ؛ اعلام و اظهار فرمود و زینت بخش امور اختصاصی او که سکون و آرامش خانواده و پرورش فرزندان و بقای نسل انسان است ، قرار داد . و همچنین رسول اکرم صلی الله علیه و آله که مظهر کمال لطف و عنایت پروردگار عالم به ابنای بشر است در صدر اسلام از زنان ، الگوهای انسانی ، ایمانی ، اجتماعی و سیاسی حتی نظامی و جنگی و ایثارگری و فداکاری تربیت نمود .

در ادامه اجتماعی بودن زن را از پیام یک جوان پاسدار که از سنگر رزم به عنوان « خواهرم » فرستاده ، استفاده نماییم :

خواهرم ! مخاطب من در این نامه تنها تو نیستی ، بلکه همه خواهرانی هستند که خون اسلام در رگ و روح انسانی در تن دارند ، مخاطب من می باشند .

خواهرم ! آن روز که با تن پوش پارسایی پا به عرصه دانشگاه نهادی ، نقشه های شوم استکبار نقش بر آب شد ، حضور متعهدانه تو در دانشگاه و حوزه نشان داد که تو جهل و فساد را رد کردی  علم و عفت را برگزیدی .

خواهرم ! تو را در نماز جمعه و جماعت دیدم و در محراب عبادت ؛ تسبیحات حضرت فاطمه – سلام الله علیها – را تکرار می کردی .

خواهر گرامی من ! هستند کوته بینانی که نوع زن را طلاپرست و تجمل گرا می دانند اما من با دو چشم خود دیدم که هزاران زن مسلمان ایرانی ؛ کویتی ، لبنانی . .. تمام زیورهای خویش را در راه دفاع از اسلام محمدی تقدیم داشتند .

اما بیانات امام خمینی قدس سره : « همه زن و مرد خصوصا خانمها که در صف اول این نهضت بودند ، زحمت کشیدند برای اینکه تحقق پیدا کند و همه نظرشان این بود که یک جمهوری اسلامی عدل الهی ایجاد گردد »

خلاصه :  با اینکه هیچ زمانی برای تعلیم و تربیت زن ، امکانات لازم و تبلیغ صحیح و دلسوزانه ای وجود نداشته ، بلکه جامعه بیشتر ، از وجود زن به سود خود استفاده نموده و کمتر قدمی برای شکوفایی استعدادهای او برداشته است ، ولی باز هم چنانکه محصوص است ، زنان از هیچ کار علمی و هنری و صنعتی و سیاسی منزوی نبوده و حضور با صلابت خود را در تمام امور اجتماعی ، محفوظ داشته اند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 4:59  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

 

شک نیست که انسان در نظام خلقت ، خلیفة الله و اشرف مخلوقات و افضل موجودات جهان هستی است . و نیز شک نیست که این جمعیت انسانهای روی زمین ، هنز زنان این جهان است که به خلافت احسن الخالقین آنان را به وجود آورده و پرورش داده اند ، چنانکه منادی حق ، قرآن کریم گویای این مطلب است که :

« ... وَ جَعَلَ لَکُم مِن اَزواجِکُم بَنِینَ وَ حَفَدََةً... » ( برای شما از زوجهاتان فرزند و فرزند فرزند قرار دادیم ) (نحل /72)

بنابراین ، اگر انسان گل سرسبد جهان هستی و افضل مخلوقات جهان است و هیچ موجودی حتی هیچ علم و هنر و صنعتی به ارزش وجودی انسان نمی رسد ، پس هیچ عالم و هنرمند و صنعتگری نیز به ارزش وجودی مادران و پرورش دهنده انسانها که زنان جهانند نخواهد رسید . علاوه بر اینکه اگر به ازای هر پدری ، مادر متصور است بالاخره مادری هست که به اذن باری تعالی به تنهایی مادر است !

« ای مریم ! خدا تو را به فرزندی بشارت می دهد که اسمش مسیح ، عیسی بن مریم است و در دنیا و آخرت ، صاحب جاه و از نزدیکان پروردگار است » ( آل عمران / 45)

این است شانیت اختصاصی و موقعیت جهانی زن که مکیال و میزان ارزش وجودی اوست و تعیین کننده موقعیت او در عالم کبیر ، چنانکه فرزندان او یعنی انسانها هستند که مکیال و میزان و تعیین کننده ارزشهای تمام اشیای جهان هستی می باشند . این سخن باری تعالی است در نوازش و تشکر از زنان که : « ... حَمَلَتهُ اُمُهُ کُرهاً وَ وَضَعَتهَُ کُرهاً ... » ( احقاف /15)  ، زیرا تحمل زخمت فرزندان اکثرا به عهده مادران است که پدران حتی آنانی که متعهد و وظیفه شناس هستند نمی توانند از عهده کار مادری مادران بر آیند ، زیرا « هر کسی را بهر کاری ساختند ... ، چنانکه امام سجاد علیه السلام درباره حقوق مادر فرمودند :

« اما حق مادرت این است که بدانی زمانی تو را پذیرفت و به سینه چسباند و با شیره جان پرورانید که احدی حاضر نبود تو را بپذیرد . و با جمیع اعضا و جوارح به تو توجه نمود و باکی نداشت که تو سیر باشی و او گرسنه ، تو سیراب باشی و خود تشنه ،تو پوشیده باشی و او برهنه ، خود در آفتاب و تو در سایه ، تو در خواب باشی و خود بیدار و سرما و گرماها تحمل نمود که تو زنده بمانی ، بنابراین ، استطاعت تشکر از او را نداری مگر به توفیق الهی »

این حدیث شریف ، ضمن قدردانی از حق مادران ، وظیفه آنان را گوشزد نمود و درس درس آموزنده ای برای مادران بیان فرموده است ، زیرا فرزند ثمره وجود انسانند ، چنانکه در هیچ موردی ، سرمایه گذاران انسانی مانند سرمایه گذاری برای فرزندان سودمند و با ارزش نخواهد بود .

خلاصه : شایسته است مادران ، خود را به زیور تقوا بیارایند و بدون اطلاع از قوانین شرعی قدمی برندارند که برای آنان مسئولیت و پشیمانی به بار آورد و بدانند که از تمام اعمال و مال و اولاد آنان آنچه برایشان سودمند است ، تقوای آنان است که قرآن کریم می فرماید :« از خدا بترسید و جز خیر و خوبی مگویید » ( نساء/9)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 4:57  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

تفاوت خلقت مرد و زن شاهکار خلقت و درس توحید است .

در اینجا توجه به این مطلب نیز لازم است که تفاوتهایی که میان مرد و زن وجود دارد همه و همه براساس توازن و تناسب و محاسبه و اندازه گیری تنظیم شده است .

یعنی همانطور که در صنعت هنگامی که می خواهند چند قطعه متفاوت را با هم پیوند بدهند ، طوری آنها را براساس تناسب و توازن می سازند که با هم جوش بخورند و ترکیب بشوند تا هدف مطلوب به دست بیاید ، خالق حکیم مرد و زن هم در خلقت آنها تفاوتهای جسمی و روحی و احساسی آنها را طوری بر اساس تناسب و توازن و هماهنگی به وجود آورده است که هر یک مکمل دیگری هستند و پیوند آنها با هم موجب پدید آمدن انس و الفت و اتحاد و آرامش و بقای نسل می گردد .

به عبارت دیگر این تفاوتها باعث به وجود آمدن یک کانون فرهنگی و تربیتی به عنوان خانواده که مرکز انس و نشاط و آرامش و مدرسه تعلیم و تعلم و تربیت است می شود . بنابراین ، مساله وجود تفاوتها میان مرد و زن و هم آهنگی دقیق و ظریف آنها با هم ، یکی از عجیب ترین شاهکارهای خلقت و درس توحید و خداشناسی است . و آیت و نشانه بزرگی از نظام حکیمانه و مدبرانه جهان است و نمونه بارزی است از اینکه جریان خلقت تصادفی نیست و برهان روشنی است بر اینکه بدون دخالت علت غایی و بدون هدف در خلقت نمی توان پدیده جهان را تفسیر کرد . باز هم در این آیه فکر کنید :

" وَ مِن آیاتِهِ اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکمُ اَزواجاً لِتَسکُنُوا اِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَ رَحمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لآیاتٍ لِقََومٍ یَتَفَکَّرُون " ( سوره روم آیه 21)

یکی از آیات قدرت و حکمت خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی به این منظور که با آنها انس و آرامش بگیرید ، آفرید و میان شما مودت و رحمت پدید آورد . در این موضوع برای متفکران ، آیات توحیدی و درسهای خداشناسی فراوانی وجود دارد ( تفسیر المیزان ، جلد 4، ص 231)

" هُنَّ لِبَاس لَکم وَ اَنتُم لِباسُ لَهُنَّ "    

 یعنی: آنها لباس شمایند و شما لباس آنانید . ( سوره بقره آیه 2)

" انّی لا اَضیعُ عَملِ عَامِل مِنکُم مِن ذَکرَ اَو اَنثی بَعضِکُم مِن بَعضٍ " 

 یعنی: من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را ، مرد باشد یا زن ، ضایع نمی کنم ؛ شما از یکدیگرید.( سوره آل عمران آیه 195)

خانواده ، کانون مشارکت دو انسان به عنوان زن و شوهر است و جامعه فضای گسترده همزیستی و مشارکت اجتماعی زن و مرد ، به عنوان دو انسان از یک مبدا ، و در محیط اسلامی به عنوان برادر و خواهر دینی می باشد . چنانکه کلام الهی در روابط اجتماعی با تعبیر « بعضکن من بعض» بر این نکته تاکید می ورزد که شما از یکدیگرید و بندگی حق ، مسیری است که بی هیچ تفاوتی در آن قرار گرفته اید و کمک کار همدیگرید : « پروردگارا و آن چه به دست پیامبرانت به ما وعده کردی به ما بده و روز قیامت ما را خوار نگرادان که در وعده تخلف نمی کنی . پروردگارشان نیز آنها را اجابت کرد که من عمل هیچ عمل کننده ای را مرد یا زن ، ضایع نمی کنم ؛ شما از یکدیگرید ....» ( سوره آل عمران آیه 195)

وظایف و مسئولیت های متفاوت دارند ودر کسب شایستگی های ارادی چون ، ایمان ، تقوا و جهاد ، کسانی برترند که شایستگی بیشتری کسب کنند ؛ جه زن و چه مرد .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 4:34  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

حجاب

تاریخ باستان هر ملتی را که مورد مطالعه قرار بدهیم و حتی مجسمه ها و نقش ها و تصاویری که از ملل باستان مانده است را اگر ببینیم ، تفاوتی در میان لباس زن و مرد را خواهیم دید .

بنابراین می توان گفت : خود زن ستر و پوشش را با یک نوع الهام فطری برای محفوظ ماندن و بالا بردن منزلت و موقعیت خود اختراع و انتخاب کرده است .

قرآن مجید در دو مورد لزوم حجاب برای زن را ذکر کرده است :

1- در سوره نور :" وَ قُل لِلمُومِناتِ یَغضُضنَ مِن ابصارِهِنَّ وَ یَحفَظنِِ فُرُوجَهُنَّ وَ لایُبدِینَ زینَتَهُنَّ اِلا ما ظَهَر مِنها..." ( آیه 31 سوره نور)

ای پیغمبر به زنان با ایمان بگو دیده خود را از نگاه به نامحرم فرو ببندند و دامن های خویش را حفظ کنند و زیور خویش را به جز آنچه که پیداست ( چهره ها و دست ها تا مچ ، با آرایش نه بیش از حد معمول ) آشکار نکنند .

2- در سوره احزاب :" یا ایُّها النَّبِیُّ قُل لاَزواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ المُومِنینَ یُدنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ ادنی أَن یُعرَفنَ فَلا یُوذَینَ " ( سوره احزاب آیه 59)

ای پیغمبر به همسران و دختران خود و زنهای مومنین بگو گوشه های روسری خود را روی سینه های خود بیندازند تا دور گردن و زیر گلوی آنها پوشیده شود ، تا به این وسیله شناخته شوند که به حفظ عفاف مقید و پای بند می باشند که در این صورت مورد نگاه بیماردلان و افراد بی مبالات واقع نمی شوند که خود این پوشش یک نوع دورباش است که چشم طمع را از حریم آنها دور می کند ( تفسیر المیزان ،جلد 16 ، ص 361)

نگاه کردن به نامحرم

از روایات اهل بیت عصمت هم در رابطه با تفسیر آیات قرآنی و هم در غیر این مورد ، استفاده می شود که نگاه مرد به چهره و دستهای زن و همچنین زن به چهره و دستهای مرد و سایر اعضایی که معمولا مرد آنها را در اجتماع نمی پوشاند جایز است .

خداوند متعال فرمودند : " قُل لِّلمُومِنینَ یَغُضُوا مِن اَبصَارِهِم " ( سوره نور آیه 31)

" وَ قُل لِلمُومِناتِ یَغضُضنَ مِن اَبصارِهِنَّ " ( سوره نور آیه 32)

معنای این دو تعبیر کاهش دادن نگاه است . به این معنی و تا این حد که نگاه مرد به زن و زن به مرد به طور عادی ، نه به طور خیره شدن و تماشا و چشم چرانی کردن ؛ اشکال ندارد .

بنابراین نگاه به نامحرم با این مرز ، مرز بندی می شود ، چه آنکه نگاه بدون مرز نتیجه ای جز افروخته شدن آتش شهوت نخواهد داشت و نگاه های آلوده ؛ فساد و سیاهی دل و آلودگی اجتماعی را به دنبال دارد .

حضرت امیر المومنین علی علیه اسلام فرموند : « اَللَّحظُ رائِدُ الفِتَنِ» یعنی : نگاه حرام پیشاهنگ فتنه هاست ونیز فرمودند : « اَلعَیُونُ مَصائِدُ الشَّیطانِ» یعنی : چشم ها ، دام های شیطان می باشند ( غررالحکم ،ج 1 ،ص 262 )

امام صادق علیه السلام فرمودند : نگاه کردن به نامحرم تیری است زهر آلود از ناحیه شیطان ، وچه بسیار است نگاه هایی که حسرتها و تاسفهای طولانی را به دنبال خود می آورد .( وسائل الشیعه ، جلد 14 ، ص 138)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 4:33  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

خلقت ممتاز انسان چه مرد و چه زن

در قرآن مجید آیات فراوانی از خلقت ممتاز انسان سخن می گوید و معلوم است که در این دسته از آیات نیز محور و مدار انسان است چه زن و چه مرد و ما برای نمونه 2 مورد ذکر می کنیم .

الف- " وَ نَفسٍ وَ ما سَوّیها فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها قَد اَفلَحَ مَن زَکّاها وَ قَد خَابَ مَن دَسّیها"

« سوگند به جان انسان و آن پروردگاری که آن را کامل و مرتب آفرید و بر اساس فطرت ، راه گناه و انحراف و راه تقوا و پاکی را به او نشان داد ، هر کس که نفس خود را تزکیه کرد و پاکیزه ساخت رستگار شد و هر که آن را آلوده کرد به خسران و زیان دچار گردید »

روشن است که در این آیات منظور از نفس که با عظمت مخصوصی از آن یاد شده است روح انسان است بدون تفاوت میان زن و مرد . (سوره شمس آیه 7 تا 10)

ب – " وَ التّینِ وَالزَّیتُونِ وَطُورِ سِنینَ وَ هذَا البَلَدَ الاَمینِ لَقَد خَلقنَا الاِنسانَ فی اَحسَنِ تَقویمِ"

« سوگند به انجیر و زیتون سوگند به طور سینا – که محل وحی خداوند بر حضرت موسی است – و قسم به این شهر مکه که محل امن و امان و مرکز وحی الهی به حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی است .» ( سوره تین آیه 1تا 4)

باید توجه داشت که انجیر و زیتون غذای جسم انسان است ووحی الهی با روح انسان مربوط است و خداوند هم به غذای جسم و هم به غذای روح به هر دو سوگند یاد می کند و این چهار سوگند برای بیان مطلبی در ارتباط با خلقت انسان است ، و آن اینکه ما انسان را در نیکوترین قوام آفریده ایم .

نکته : در اینجا باید به این نکته نیز توتجه کنیم که آیات قرآن مجید دارای در جنبه است : جنبه ظاهر و جنبه باطن و به جنبه باطن تنها اهل بیت عصمت راه دارند و آن ها مار را هنمایی می کنند و در این مورد روایاتی از اهل بیت وارد است که برخی از آن ها می گوید منظور از تین و زیتون در این سوره حضرت مجتبی و حضرت سید الشهدا و مقصود از طور سینین حضرت امیر مومنان و منظور از هذا البلد الامین حضرت محمد (ص) است . ( تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 477)

و می دانیم قوام هر چیزی رکن و پایه هستی آن چیز است ، بنابراین مفاد آیه این است که ما انسان را در آنچه که به انسانیت او مربوط می شود و رکن و پایه و امتیاز خلقت اوست از قبیل عقل ، فکر ، اراده و چهره و اندام ، همت بلند ، حب جمال و کمال خواهی ، در نیکوترین و کامل ترین کیفیت آفریده ایم .

بر این اسال خداوند ، تمام آنچه را که به مرد از لحاظ خلقت انسانی او داده است عینا همان مزایا را بدون تفاوت به زن هم عنایت کرده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 4:23  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

بعضی که در ظاهر  نمی توانند قرآن را منکر شوند و در عالم عوامی خود در هر مساله ای می گویند در کجای قرآن نوشته است با اینکه عمده ی احکام از روایات و گفتار پیامبر (ص) و ائمه اطهار به دست می آید ؛ از این رو لازم است که در اینجا به طور فشرده مساله حجاب را از دیدگاه قرآن بررسی کنیم .

الف ـ مهمترین آیه ی حجاب در قران آیه 30 سوره ی نور است که می خوانیم : ای پیامبر !به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو خوابانند و دامن عفت خود را حفظ کنند و زینت و آرایش خود را جز آنکه قهراً آشکار می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید به وسیله مقنعه و چارقد سینه و گردن خود را بپوشانند و زینت خود را آشکار نسازند جز برای شوهران و سایر افراد محرم خود.

همه مفسران و علما اتفاق نظر دارند که طبق این آیه  زنان باید بدن و موی خود را از نامحرم بپوشانند .

تنها بحث و گفتگو در این است که منظور از استثنا (الا ما ظهر منها ) که کشف این مقدار اجازه داده شده است .

بعضی گویند : منظور صورت و دستها تا مچ است و یا صورت تنها است .

بعضی می گویند : منظور انگشتر و النگو و خلخال و یا سورمه و انگشتر و رنگی گه به وسیله خضاب در دست مانده می باشد .

بعضی هم می گویند :منظور لباس روئین زن آنچه قهراً پیدا است می باشد : برای هریک از این اقوال بخثهای دامنه دار شده و جای آن در فقه اسلامی است . ولی آنچه در اینجا لازم به تذکر است این است که اهل حجاب و پوشش بدن و مو طبق آیه قوق مورد اتفاق همه است .

ب ـ یکی دیگر از آیاتی که در قران دلالت بر وجود حجاب و پوشش برای زن می کند آیه 58 سوره احزاب است که می خوانیم :

ای پیامبر به زنان و دختران خود و به زنان مومنان بگو که خویشتن خود را به جلباب (چادر و عبا ) بپوشاند که این کار به خاطر آنکه به عفت شناخته شوند و کلی معترض آنها نشود برای  آنان بسیار بهتر است .

علامه طبرسی در مجمع البیان ذیل ایه فوق می گویند : جلباب عبارت است که روسری که هنگام بیرون رفتن از خانه بوسیله آن سرو صورت خود را می پوشاند .

نکته ای که ذکر آن در اینجا لازم است اینکه دو مطلب از این راه می توان تایید برای لزوم پوشش وجه و کفین (صورت و دو دست تا مچ )استفاده کرد .

1ـ صورت زن کی از دلرباتین اعضا زن است و از روایات و قرائن استفاده می شود که فلسفه ی حجاب و پوشش بیشتر از اینرو است که باعث تهییج مردان و جوانان و فساد و گسترش فحشا نگردد بنابراین پوشش صورت باید بیشتر رعایت گردد.

2ـ فرضا اگر وجه و کفین (صورت و دستها تا مچ )استثنا شده باشد و پوشش آن از دیدگاه اسلام واجب نباشد ، شاید این استثنا در مواردی است که تربیت اسلامی حکومت کند .

ما در محیط هایی که تربیت اسلامی نیست و اکثر جوانان با چشمهای آلوده و تند عادت به نگاه کردن کرده و در مسیر هرزگی و سبکسری و آزار و متلک گفتن گام برمی دارند . در چنین محیط هایی عدم پوشش وجه و کفین هیچگونه صلاحیت ندارد بلکه ناروا است  بعضی متعقدند « آنکانکه که قائل به جواز نپوشیدن وجه و کفین هستند در همه جا نمی توانند این مطلب را بگویند .

روایت

ام سلمه یکی از همسران رسول خدا (ص) می گوید همراه میمونه (یکی از همسران رسول خدا ) در حضور پیامبر (ص) در حضور پیامبر بودیم در این هنگام « ابن مکتوم » که نابینا بود وارد شد پیامبر (ص) به ما فرمود : احتجبا «در پشت حجاب قرار گیرید » عرض کردیم :آیا او نابینا پشت فرمود مگر شما نابینا هستید آیا او را نمی بینید و چنانچه از قرآن آیه 204بقره استفاده می شود از بزرگترین فساد در زمین که کار منافقین و مفسران است فساد در حرث و نسل (نابودی کشاورزی و نسل پاک)است که باید شدیدا از آن جلوگیری شود . بر همگان روشن است که حجاب اسلامی نقش اساسی در حفظ نسل و تامین پاکی اساسی خلقت نسلهای آینده دارد چرا که زن مربی جامعه است و انسانها از دامن او پیدا می شوند. اگر او دامن خود را در پناه پوشش حفظ کند سعادت انسانهای آینده را پایه ریزی و بیمه نموده است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 4:34  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

انسانی در میان دو دیوار بلند تحجر و تمدن کاذب

محبوسی در اعماق دو زندان : زندان جاهلیت و زندان بردگی مدرن

اسیر در دو کمند : کمند اوهام و خرافات و کمند تهمت و افتراءآت

مقهور دو فرهنگ ، فرهنگ جاهلی و فرهنگ کلمات فریبنده به نام آزادی و بعنوان علم و تمدن و تساوی حقوق

و بالاخره فریادگری بدون فریادرس ! و مجرمی بدون ارتکاب جرم ، مظلومی به ظلم مضاعف و محروم از حقوق زندگی صحیح !

این عبارت های رقت انگیز تصویر کوتاهی است از وضع زنان در سطح پهناور جهان ، و ما برای اینکه دیدگاه اسلام درباره زن را بهتر درک کنیم و چهره زن در قران مجید و درعصر نبوت و در فرهنگ اهل بیت عصمت علیه السلام را ببینیم ، لازم است دور نمایی از تاریخ بشری در رابطه با زن را مورد توجه قرار بدهیم :

در چین قدیم پاهای دختران را از کودکی با باریکه ای از پارچه می بستند و در قالب فلزی قرار می دادند تا کوچک بماند و جذاب جلوه کند . برای زن چینی ازدواج نوعی معامله بود که والدین دختران خود را به هر کسی که می خواستند در برابر دریافت هدیه و پول تسلیم می کردند .

در هندوستان ، زن یک موجود طفیلی برای شوهر محسوب می شد و برای او بعد از مرگ شوهر زندگی را جایز نمی شمردند و زن را در روز چهلم شوهر در آتش انداخته می سوزاندند و بهترین زنان ، زنانی بودند که پس از مرگ شوهرانشان ، خود را در آتش بیندازند و بسوزانند .

در کلده و آشور رسم شوهر دادن دختران ، به این ترتیب بود که آن ها را به بازار برای فروش می بردند .

در جزیره العرب وجود دختر در یک خانواده ننگ بزرگی محسوب می شد و زنی که فرزند اولش دختر بود قدم او را نامبارک می دانستند .

قرآن مجید وضع عربستان را با این عبارت بیان می کند :

" و اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُم بِالاَنثی ظَلَّ وَجهُهُ مُسوَدّاً وَ هُوَ کَظِیمٌ یَتَواری مِنَ القَومِ مِن سُوءِ ما بُشِّرَ بَهِ اَیُمسِکُهُ عَلی هُونٍ اَم یَدُسُّهُ فی التُّرابِ اَلا ساءَ ما یَحکُمُونَ " (سوره نحل آیه 58 تا 59)

« هنگامی که به یکی از آن ها بشارت می رسید که نوزاد دختری برای تو پا به عرصه وجود گذاشته است چهره اش از شنیدن این سخن ، سیاه می شد و خشم و ناراحتی در نهادش موج می زد و از شرم و خجالت خود ، از مردم دور می شد ؛ یا آن دختر را با خواری و ذلت نگاه می داشت و یا در خاک پنهانی می کرد » آگاه باشید که این ها قضاوت و دید بسیار بدی دارند .

ونیز گفتار قرآن حکیم :" وَ اِذا المَووُدَةُ سُئِلَت بِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت "

یعنی « هنگامی که دختران زنده در گور شده مورد سوال – از طرف خداوند – قرار بگیرند که به چه گناهی کشته شده اند ؟ » در همین رابطه است .

بحثی در ریشه یابی این مظلومیت

از آنچه ذکر شد این مطلب مسلم گردید که زن در طول تاریخ قرون و اعصار متمادی ، در سطح همه عالم مورد ظلم و فشار و سرکوبی قرار گرفته و شخصیت او مورد هتک احترام واقع شده است و در هیچ عصری از چنگال ظلم رهایی نیافته و نفس راحتی نکشیده است .

این نکته را نیز در نظر داشته باشید آنچه که تا اینجا گفته شد تاریخ زن قبل  از اسلام است و اما تاریخ و چگونگی زندگی زن ، بعد از اسلام را با توفیق خداوند بعدا مورد بحث قرار می دهیم .

عامل اصلی مظلومیت زن را در دو قلمرو می توان خلاصه کرد :

قلمرو قدرت ( مردانی که در اجتماع ، حکومت و قدرت را در اختیار داشتند از قدرت خود سوء استفاده کرده ، عرصه زندگی را از همه جهت بر زنان تنگ کرده بودند و به آن ها فرصت اظهار وجود نمی دادند ) قلمرو فرهنگ ( در فرهنگ های ملت های جهان از آغاز ، این فرهنگ غلط جا افتاده بود که زن ، انسان درجه دوم است و خلقتاً انسانی است در سطح پایین ، حیله گر و بی وفا است مایه شر و بلا است .

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 4:8  توسط زهرا میر عیسی خانی  |