تبليغاتX
زن در قرآن

لزوم حضور یا عدم لزوم حضور زن در اجتماع ، قعالیتهای گوناگون او در اجتماع از جمله مسائلی است که ارتباط نزدیک با مسئله حجاب دارد . در نگاه آغازین ، شاید طرح این بحث زاید به نظر آید و چنین پنداشته شود که لزوم حضور زن در اجتماع و شرکت او در صحنه های مختلف اجتماعی و سیاسی تردید بردار نیست . اما توجه به آراء و اندیشه های عالمان و نیز داوریهای برخی از قشرهای جامعه ، این پندار را ناصواب می نمایاند .

در هر حال ، گویا لزوم و وجوب حجاب ، بهترین و محکمترین دلیل حضور زن در اجتماع است . چون حجاب و لزوم تستر زن در مقابل نامحرم و در ارتباط با اجنبی است . و روشن است که اگر زن می بایست در گوشه ای به دو از انظار ، نگاه داشته شود و حضور در عینیت جامعه نداشته باشد از این لزوم تستر به گستردگی و حساسیت سخن گفتن ، چه معنایی داشت ؟

از این آیه الهی مطلب یاد شده را به روشنی توان دریافت :

« انما المومنون الذین امنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم بذهبوا حتی یستاذنوه.» ( سوره نور آیه 63)

ترجمه : مومنین ، کسانی هستند که به خدا رسول ایمان آورده و در مسائل و امور اجتماعی ، مشارکت نموده و ترک نمی کنند ، مگر اینکه اجازه بگیرند .

استاد جوادی آملی در تفسیر ( امر جامع ) می نویسد : « امر جامع ، همان مسائل جمعی یک نظام است مثلا جریان نماز جمعه یک امر جامع است . تظاهرات علیه طغیان و استکبار ، حضور در انتخابات ؛ تایید رهبر و مسئولین اسلامی ؛ تایید خدمتگزاران راستین ، امر به معروف عمومی و نهی ازمنکر جمعی و صدها نمونه از این قبیل همه امور جامع هستند . لذا خداوند در این بخش از قرآن می فرماید . مومنین راستین کسانی هستند که هیچ امر جامع رهبرشان را تنها نگذارند ( زن در آئینه جلال و جمال ص 292)

ملاحظه می کنیم اطلاق آیه به گونه ای است که این حکم برای زن و مرد ( هر دو ) قابل اجرا است .

چنانکه دیدیم قرآن کریم ، در جمله ای کوتاه که  ابعادی وسیع و مفهومی گسترده دارد ، به این نکته تاکید ورزیده است . در آیه ای دیگر می خوانیم :

« ... و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی آن تکرهوا شیئا و یجعل الله فی خیرا کثیرا »

( سوره نساء آیه 19)

برخی از مفسران ، این آیه را نیز دلیل بر جواز حضور زن در اجتماع دانسته اند .

استاد جوادی آملی می نویسد : « اما در این بخش ، قرآن ما را متوجه کرده و می فرماید : با زنها معاشرت نیک داشته باشید و زن را چون مرد در مجامعتان راه دهید و اگر خوش آیندتان نیست که آنها در مجامعتان شرکت کنند این کار ناخوشایند را بکنید چرا که ممکن است خیر فراوانی در آن باشد و شما نمیدانید ( زن در آیننه جلال و جمال ص 369 )

بر آنچه از این دو آیه استفاده شد ، روایتی نیز به روشنی دلالت دارند : آنگاه که عمر به یکی از همسران پیامبر در مورد خروجش از منزل اعتراض می کند ؛ در پاسخ این اعتراض ، حضرت فرمودند : خداوند به شما اجازه داده که برای بر آورده شدن نیازهایتان از منزل خارج شوید .

 ( الحجاب : مودودی ص 314 باب 327)

بر اساس آنچه از این آیات و روایت ، بهره گرفتیم این کلام پیامبر که به حضرت علی فرمودند : ای علی ! بر زنان اقامه نماز جمعه و نماز جماعت و اذان و اقامه لازم نیست .

باید در حد رخصت باشد نه عزیمت ، بدین معنا که الزام از زن گرفته شده است و روایت در جهت بیان عدم وجوب و تجویز عدم شرکت است در مقابل بیانات صریح و تندی که لزوم شرکت در جمعه و جماعات را می رساند .

در مورد نماز جماعت ، آنچنان اهمیت داده شده که پیامبر اکرم برای جلوگیری از نفاق منافقان فرمان می دهد : کسانی را که در نماز جماعت شرکت نمی کنند و تدریجا قصد توطئه و تضعیف اسلام را دارند و نیز آنها را که دسترسی به نماز جماعت دارند ولی نماز جماعت را گرامی نمی دارند و در آن شرکت نمی کنند ، تعزیر کنید بدین شکل که خانه های آنها را بر سرشان خراب کنید . براین اساس ، شرکت در نماز جماعت و جمعه لازم و ضروری است از آنجائیکه این تکالیف همراه با دشواری و مشقت است الزام از زن برداشته شده نه اینکه اگر مشقتها را بر خود هموار ساخت و در نماز جماعت یا جمعه شرکت جست پذیرفته نباشد یا اجر نداشته باشد .

منبع : حجاب از دیدگاه قرآن و سنت نوشته فتحیه فتاحی زاده فصل هشتم پوشش زن در اجتماع

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 4:56  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

     

ايـن سـوره را در حـقيقت مى توان سوره پاكدامنى و عفت و مبارزه با آلودگيهاى جنسى دانست چرا كه قسمت عمده دستوراتش بر محور پاكسازى اجتماع از طرقمختلف از آلودگيهاى جنسى دور مى زند و اين هدف در چند مرحله پياده شده است :

مـرحـله اول بـيان مجازات شديد زن و مرد زناكار است كه در دومين آيه اين سوره با قاطعيت تمام مطرح گرديده .مـرحـله دوم بـه اين امر مى پردازد كه اجراى اين حد شديد مساءله ساده اى نيست ، و از نظر موازين قضائى اسلام شرط سنگينى دارد، نسبت به غير مرد و همسرش چهار شاهد و در مورد مـرد و همسرش برنامه لعان كه شرح آن خواهد آمد بايد اجرا گردد، و حتى اگر كسى كه ديـگـرى را مـتـهـم مـى سـازد نـتـوانـد ادعـاى خـود را در مـحـكمه قضاوت اسلامى به ثبوت بـرسـانـد خـود مـجازات شديد (چهار پنجم حد زنا) خواهد داشت ، تا كسى تصور نكند مى تواند با متهم ساختن ديگران به سادگى آنها را به مجازات اسلامى بكشاند، بلكه به عكس خودش گرفتار مجازات خواهد شد.سـپـس بـه هـمـين مناسبت حديث معروف افك و تهمتى را كه به يكى از همسران پيامبر (صـلى اللّه عـليـه و آله و سلّم ) زدند مطرح كرده ، و قرآن شديدا اين مساءله را تعقيب مى كند، تا كاملا روشن شود شايعه سازى درباره افراد پاك چه گناه سنگينى دارد.
در مرحله سوم براى اينكه تصور نشود اسلام تنها به برنامه مجازات گنهكار قناعت مى كـنـد بـه يكى از مهمترين راههاى پيشگيرى از آلودگيهاى جنسى پرداخته ، مساءله نهى از چـشـم چـرانى مردان نسبت به زنان و زنان نسبت به مردان و موضوع حجاب زنان مسلمان را پـيـش كـشـيـده مـشـروحـا در ايـن زمـيـنـه بـحـث مـى كـنـد، چـرا كـه يـكـى از عوامل مهم انحرافات جنسى اين دو مساءله چشم چرانى و بى حجابى است ، و تا آنها ريشه كن نشوند آلودگيها بر طرف نخواهد شد.در مـرحـله چـهـارم بـاز بـه عـنـوان يـك پـيـشـگـيـرى مـهـم از آلوده شـدن بـه اعمال منافى عفت دستور ازدواج سهل و آسان را صادر مى كند تا از طريق ارضاى مشروعغريزه جنسى با ارضاى نامشروع مبارزه كند.در مـرحـله پـنـجـم بـخـشـى از آداب مـعـاشـرت و اصـول تـربـيـت فـرزندان نسبت به پدران و مادران را در همين رابطه بيان مى كند.و بـه هـمـيـن مـنـاسـبـت بـعـضـى ديـگـر از آداب زنـدگـى خانوادگى را،ذكر مى كند.در مـرحـله شـشـم كـه در لابـلاى ايـن بـحـثـهـا طـرح شـده بـخـشـى از مسائل مربوط به توحيد ومبدء و معاد و تسليم بودن در برابر فرمان پيامبر را ذكر مى كـنـد چـرا كـه پـشـتـوانـه هـمـه بـرنـامـه هـاى عـمـلى و اخـلاقـى هـمـان مسائل اعتقادى و ايمان به مبدء و معاد و حقانيت نبوت

آیه ۲۶ - زنـان خـبـيث و ناپاك از آن مردان خبيث و ناپاكند! و مردان ناپاك نيز تعلق به زنان نـاپاك دارند، اينان از نسبتهاى ناروائى كه به آنها داده مى شود مبرا هستند، و براى آنها آمرزش (الهى ) و روزى پر ارزش است .

تفسير:
نوريان مر نوريان را طالبند!...

آيـه فـوق در حـقـيـقـت تـعـقـيـب و تـاءكـيـدى بـر آيـات افـك و آيـات قـبـل از آن اسـت و بـيـان يـك سنت طبيعى در جهان آفرينش مى باشد كه تشريع نيز با آن هماهنگ است .
مى فرمايد: زنان خبيث و ناپاك از آن مردان خبيث و ناپاكند، همانگونه كه مردان ناپاك ، تعلق به زنان ناپاك دارند«الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات».

و در نـقطه مقابل نيز زنان طيب و پاك به مردان طيب و پاك تعلق دارند، و مردان پاك و طيب از آن زنان پاك و طيبند «والطيبات للطيبين و الطيبون للطيبات» و در پايان آيه به گروه اخير يعنى مردان و زنان پاكدامن اشاره كرده مى گويد: آنها از نسبتهاى نادرستى كه به آنان داده مى شود مبرا هستند« اولئك مبرئون مما يقولون».

و بـه هـمـيـن دليـل آمرزش و مغفرت الهى و همچنين روزى پر ارزش در انتظار آنها است  «لهم مغفرة و رزق كريم ».

نكته ها:

۱- خبيثات و خبيثون  كيانند؟

در ايـنـكـه مـنظور از خبيثات  و خبيثين  و همچنين طيبات  و طيبين  در آيه مورد بحث كيست ؟ مفسران بيانات مختلفى دارند: گـاه گفته شده منظور سخنان ناپاك و تهمت و افترا و دروغ است كه تعلق به افراد آلوده دارد و بـه عـكـس سـخـنـان پـاك از آن مـردان پـاك و با تقوا است ، و از كوزه همان برون تراود كه در او است.  گـاه گـفـتـه مـى شـود خـبـيـثـات  بـه مـعـنـى سـيـئات  و مـطـلق اعـمـال بـد و كـارهـاى نـاپـسند است كه برنامه مردان ناپاك است و به عكس حسنات  تعلق به پاكان دارد.خـبـيـثـات  و خـبـيـثـون  اشـاره بـه زنـان و مـردان آلوده دامـان است ، به عكس طـيـبـات  و طيبون  كه به زنان و مردان پاكدامن اشاره مى كند و ظاهرا منظور از آيه همين است ، زيرا قرائنى در دست است كه معنى اخير را تاءييد مى كند:
الف - ايـن آيـات بـه دنـبـال آيـات افـك و هـمـچـنـيـن آيه الزانى لا ينكح الا زانية او مشركة والزانية لا ينكحها الا زان او مشرك و حرم ذلك على المؤ منين آمده و اين تفسير هماهنگ با مفهوم آن آيات است .

ب - جـمـله اولئك مبرئون مما يقولون : آنها زنان و مردان پاكدامن  از نسبتهاى ناروائى كه به آنان داده مى شود منزه و پاكند قرينه ديگرى بر اين تفسير مى باشد.

ج - اصـولا قـريـنـه مقابله خود نشانه اين است كه منظور از خبيثات جمع مؤ نث حقيقى است و اشاره به زنان ناپاك است در مقابل خبيثون  كه جمع مذكر حقيقى است .

د - از همه اينها گذشته در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) و امام صادق (عليه السلام ) نـقـل شـده كـه ايـن آيـه هـمـانند الزانى لا ينكح الا زانية او مشركة  مى باشد، زيرا گروهى بودند كه تصميم گرفتند با زنان آلوده ازدواج كنند، خداوند آنها را از اين كار نهى كرد، و اين عمل را ناپسند شمرد

ه‍ - در روايـات كـتـاب نـكـاح نـيـز مـى خـوانـيـم كـه يـاران امـامـان ، گـاه سـؤ ال از ازدواج بـا زنـان خـبيثة  مى كردند كه با جواب منفى روبرو مى شدند، اين خود نـشـان مـى دهـد كـه خـبـيـثـة  اشـاره بـه زنـان نـاپـاك اسـت نـه سـخـنـان  و نه اعمال  ناپاك .

سـؤ ال ديـگـر ايـنـكه آيا منظور از خبيث بودن اين دسته از مردان و زنان يا طيب بودن آنها هـمـان جـنـبـه هـاى عـفـت و نـاموسى است ، يا هر گونه ناپاكى فكرى و عملى و زبانى را شامل مى شود.اگـر سـيـاق آيـات و رواياتى را كه در تفسير آن آمده در نظر بگيريم محدود بودن مفهوم آيـه بـه مـعنى اول صحيح تر به نظر مى رسد، در حالى كه از بعضى از روايات استفاده مـى شود كه خبيث و طيب در اينجا معنى وسيعى دارد و مفهوم آن منحصر به آلودگى و پاكى دامان نيست روى اين نظر بعيد به نظر نمى رسد كه مفهوم نخستين آيه همان معنى خاص باشد ولى از نظر ملاك و فلسفه و علت قابل تعميم و گسترش است .و بـه تـعـبـيـر ديـگـر آيـه فـوق در واقع بيان گرايش سنخيت است هر چند با توجه به موضوع بحث سنخيت در پاكى و آلودگى جنسى را مى گويد

  ۲- آيا اين يك حكم تكوينى است يا تشريعى ؟

بدون شك قانون نوريان مر نوريان را طالبند و ناريان مر ناريان را جاذبند و ضـرب المـثـل مـعـروف كـنـد هـمـجنس با همجنس پرواز و همچنين ضرب المثلى كه در عـربـى معروف است  السنخية علة الانضمام  همه اشاره به يك سنت تكوينى است كه ذره ذره موجوداتى را كه در ارض و سما است در بر مى گيريد كه جنس خود را همچو كاه و كهربا جذب مى كنند.به هر حال همه جا همنوعان سراغ همنوعان مى روند و هر گروه و هر دسته اى با هم سنخان خود گرم و صميمى اند.امـا ايـن واقعيت مانع از آن نخواهد بود كه آيه بالا همانند آيه الزانية لاينكحها الا زان او مـشـرك  اشـاره بـه يـك حـكـم شـرعـى بـاشـد كـه ازدواج بـا زنـان آلوده حداقل در مواردى كه مشهور و معروف به عمل منافى عفتند ممنوع است .مـگـر هـمـه احـكـام تشريعى ريشه تكوينى ندارد؟ مگر سنتهاى الهى در تشريع و تكوين هـمـاهـنـگ نـيـسـتـنـد؟

 -۳ پاسخ به يك سؤ ال

در ايـنـجـا سـؤ الى مـطـرح اسـت و آن ايـنـكه در طول تاريخ يا در محيط زندگى خود گاه مـواردى را مـى بـيـنـيـم كـه بـا ايـن قـانـون هـمـاهـنـگ نـيـسـت ، بـه عـنـوان مـثـال در خـود قرآن آمده است كه همسر نوح و همسر لوط زنان بدى بودند و به آنها خيانت كردند (سوره تحريم آيه10 ) و در مقابل ، همسر فرعون از زنان با ايمان و پاكدامنى بود كه گرفتار چنگال آن طاغوت بى ايمان گشته بود (سوره تحريم آيه11) در مـورد پـيـشـوايـان بـزرگ اسـلام نـيـز كـم و بـيـش نـمـونـه هـائى از ايـن قبيل ديده شده است كه تاريخ اسلام گواه آن مى باشد.در پاسخ علاوه بر اينكه هر قانون كلى استثناهائى دارد بايد به دو نكته توجه داشت :

۱-    در تـفـسـيـر آيـه گـفـتـيـم كـه مـنـظـور اصـلى از خـبـاثـت  هـمـان آلودگـى بـه اعـمـال مـنـافـى عـفـت اسـت و طـيـب  بـودن نـقـطـه مـقـابـل آن مـى بـاشـد، بـه ايـن تـرتـيـب پـاسـخ سـؤ ال روشـن مـى شـود، زيـرا هـيـچـيـك از هـمـسـران پـيامبران و امامان به طور قطع انحراف وآلودگى جنسى نداشتند، و منظور از خيانت در داستان نوح و لوط جاسوسى كردن به نفع كفار است نه خيانت ناموسى .اصـولا ايـن عـيـب از عـيـوب تـنـفـر آمـيز محسوب مى شود و مى دانيم محيط زندگى شخصى پـيـامـبران بايد از اوصافى كه موجب نفرت مردم است پاك باشد تا هدف نبوت كه جذب مردم به آئين خدا است عقيم نماند.

۲-    از اين گذشته همسران پيامبران و امامان در آغاز كار حتى كافر و بى ايمان هم نبودند و گـاه بـعـد از نـبوت به گمراهى كشيده مى شدند كه مسلما آنها نيز روابط خود را مانند سـابق با آنها ادامه نمى دادند، همانگونه كه همسر فرعون در آغاز كه با فرعون ازدواج كـرد بـه مـوسى ايمان نياورده بود، اصولا موسى هنوز متولد نشده بود، بعدا كه موسى مـبـعـوث شـد ايـمـان آورد و چـاره اى جز ادامه زندگى تواءم با مبارزه نداشت مبارزه اى كه سرانجامش شهادت اين زن با ايمان بوده است ، و تا اين ريشه نباشد آن شاخ و برگها و گل و ميوه ها شكوفا نمى گردد

در ادامه مطلب برنامه لعان را مطالعه فرمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 5:12  توسط زهرا میر عیسی خانی  | 

داستان حضرت مريم در قرآن مجيد يكى از شگفت انگيزترين و جالبترين داستانهاى قرآنى است  ولادت او و سرگذشت مادرش و ماجراى حامله شدن خود وى كه دوشيزه بود و آوردن پسرىبه نام عيسى  پيغمبر خدا، داستانى شنيدنى و بى نظير است كه در قرآن مجيد آمده است .خداوند داستان آنان را به تفصيل در قرآن سوره مريم شرح داده است . اينك خلاصه آن داستان به موجب آيات سوره آل عمران و سوره مريم و تفسير آن :مادر مريم حَنِّه  يا حنا سالها بود كه با عمران از بزرگان و روحانيون محترم آل يعقوب ازدواج كرده بود ولى از او فرزندى نياورد. مدتها گذشت اما انتظار او به جايى نرسيد. سرانجام رو به درگاه خدا آورد و دست تضرع و التجا برداشت .

زن عمران گفت : پروردگارا! من نذر كرده ام كه آنچه را در شكم دارم (وقتى متولد شد) آزاد بگذارم (تا خدمتكار خانه تو باشد) پس تو اين نذر را از من بپذير كه مى دانم شنوا و دانايى ) ( اِذْ قالَتِ امْرَاءَتُ عِمْرانَ رَبِّ اِنّى نَذَرْتُ لَكَ ما فى بَطْنى مُحَرَّرا فَتَقَبَّلْ مِنّى اِنَّكَ اَنْتَ السَّمي عُ الْعَليمُ ) (سوره آل عمران ، آيه 35)
سرانجام ، دعاى مادر مريم كه از بانوان پاك سرشت بود مستجاب شد و احساس كرد كه آبستن شده است . به همين جهت وقتى وضع حمل كرد و ديد كه نوزاد دختر است و پسر نيست گفت : خداوندا! من كه دختر زاييدم ؟! (چون منتظر پسر بود) ولى خدا بهتر مى دانست كه آنچه زاييده بود چه دختر پاك سرشتى است . مادر مريم پنداشت كه براى خدمت در خانه خدا، پسر به مانند دختر نيست از اين رو گفت:« من او را مريم (مريم به معناى عابده  است) ناميدم و او و فرزندش را از شرّ شيطان مطرود در پناه تو قرار دادم(فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ اِنّى وَضَعْتُها اُنْثى وَاللّهُ اَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالاُْ نْثى وَ اِنّى سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ اِنّى اُعي ذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم ،سوره آل عمران آيه 36)
مادر مريم مى ديد كه بايد به نذر خود عمل كند. با اينكه مريم دختر بود او را به عنوان دختر عابده  تقديم خانه خدا كرد.خدا هم مريم را به وجهى نيكو قبول كرد و به خوبى پرورش داد و چون پدر مريم پيش از ولادت او از دنيا رفته بود از اين رو مادرش او را كه طفلى خردسال بود آورد و به متوليان خانه خدا سپرد تا نذر او را براى خدمتگزارى خانه خدا بپذيرند.متوليان بيت المقدس كه از بزرگان و روحانيون عالى مقام بنى اسرائيل بودند بر سر كفالت مريم با هم به نزاع پرداختند. سرانجام تصميم گرفتند قلمهاى خود را به آب اندازند تا قلم هر كدام به روى آب آمد، به حكم قرعه كفالت مريم دختر عمران مرد نامى و محترم شهر، با او باشد و اين افتخار در خانه خدا نصيب او گردد.در آن ميان تمام قلمها به زير آب رفت و تنها قلم زكريا به روى آب آمد. بدينگونه زكريا(كه شوهرخاله مريم بود)كفالت و سرپرستى اورابه عهده گرفت .در بيت المقدس اطاقكى در جاى بلندى در اختيار مريم نهادند و زكريا به مراقبت از وى همّت گماشت .با اينكه غذا و مايحتاج مريم به عهده زكريا بود، مع الوصف چند بار زكريا سر زده به ديدن مريم آمد و ديد كه غذاى بهشتى در مقابل مريم نهاده اند و او مشغول خوردن آن است !

زكريا گفت : اى مريم ! اين غذا را از كجا براى تو آورده اند؟ مريم گفت : آن را از جانب خدا آورده اند، خدا به هر كس بخواهد بى حساب روزى مى دهد(فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ اَنْبَتَها نَباتا حَسَنا وَ كَفَّلَها زَكَرِيّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقا قالَ يا مَرْيَمُ اَنّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِاللّهِ اِنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ، سوره آل عمران ، آيه 37)

زكريا متوجه شد كه مريم سخت مورد لطف و عنايت خداست . مريم سالها در خانه امن خدا و تحت كفالت و نظارت حضرت زكريا پيغمبر خدا به سر برد. او هم اكنون دخترى بالغ است و با قد كشيده واز نظر ظاهر و باطن بهترين دختران عصر مى باشد. او در همان بلندى در اطاقك

خود به سر مى برد، در اوقاتى كه مردان بيرون مى رفتند پايين مى آمد و مشغول جاروب كردن خانه خدا و گردگيرى نقاط آن مى شد.روزى در اطاقك خود نشسته بود كه فرشتگان آمدند و به وى گفتند: اى مريم ! فرمانبردار خدا باش و سجده كن و با خاضعان در پيشگاه خدا خضوع كن (يا مَرْيَمُ اقْنُتى لِرَبِّكِ وَاسْجُدى وَ ارْكَعى مَعَ الرّاكِعي نَ ) (سوره آل عمران ، آيه 43)
روز ديگر باز فرشتگان نازل شدند و گفتند: اى مريم ! خدا تو را بشارت مى دهد به مولودى كه نامش مسيح،(هاكس كشيش آمريكايى مقيم همدان مى نويسد: خداوند ما عيسى ، به مسيح ملقب گشته است ؛ زيرا براى خدمت و فداى معين قرار داده شده است ، قاموس مقدس ، ص 806 )عيسى بن مريم است و در دنيا و آخرت آبرومند خواهد بود و از مقربان الهى است «اِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ اِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسي حُ عي سَى بْنُ مَرْيَمَ وَجي ها فِى الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبي نَ ) (سوره آل عمران ، آيه 45 »
او در گهواره مانند روزى كه بزرگ خواهد شد، با مردم سخن خواهد گفت ، و يكى از بندگان شايسته خداوند مى باشد(سوره آل عمران ، آيه 46)

مريم گفت : خدايا! چگونه ممكن است من صاحب پسرى شوم و حال آنكه بشرى با من تماس نگرفته است . فرشته گفت : با اين وصف خدا اين كار را خواهد كرد و آنچه را بخواهد مى آفريند. وقتى خدا فرمانى صادر كند (و چيزى را اراده نمايد)همينكه بگويد: بشو، مى شود (سوره آل عمران ، آيه 47 )

دنباله داستان را در سوره مريم بخوانيد كه خداوند ماجراى حامله شدن مريم دوشيزه نمونه و پاك سرشت عصر را شرح مى دهد: اى پيغمبر! به يادآور داستان مريم را هنگامى كه از كسانش

كناره گرفت و به نقطه اى در مشرق جايگاه خود رفت در آنجا او پرده اى كشيد و دور از چشم آنها مشغول آبتنى شد.درست در همين هنگام ما روح القدس را به سوى او فرستاديم . روح القدس ‍ مانند انسانى معتدل و خوش تركيب در مقابل او مجسم شد. چون مريم آن انسان زيبا و خوش قامت را ديد، گفت : من به خدا پناه مى برم و ازاو مى خواهم كه توازاوبترسى و مردى پارساباشى و گمان بد درباره من نبرى !

روح القدس فرشته الهى گفت : نه ، من بشر نيستم ، من فرستاده خداى توام و آمده ام تا از جانب خدا كودكى پاك سرشت به تو موهبت كنم .مريم گفت : چگونه ممكن است من بچه اى داشته باشم و حال آنكه بشرى با من تماس نگرفته است و زناكار هم نبوده ام ؟فرشته گفت : با اين وصف خداوند اراده كرده است كه اين كار جامه عمل بپوشد. فرشته افزود خدايت مى گويد اين كار براى من كه خداى تو هستم آسان است (و مسئله مشكلى نيست ) ما او را نشانه اى از قدرت نمايى خود براى مردم قرار مى دهيم و رحمتى از جانب خود مى دانيم و در هر صورت بايد بدانى كه اين كار انجام گرفته است (سوره مريم ، آيه  16-21 )

با همين تجسم روح القدس در مقابل مريم كه دوشيزه اى باوقار و جوان و در آن لحظه مشغول آبتنى بود و گفتگويى كه ميان او و فرشته الهى رد و بدل شدهمين معنا موجب شد كه به طرز اسرارآميزى و برخلاف موازين طبيعى و دانش طبيعى و فقط با اراده و خواست الهى آبستن شود. چيزى كه براى نخستين بار اتفاق مى افتاد و بعد از او هم در جهان اتفاق نيفتاده است . اين فقط يك معجزه بود و خواست خداوند؛ زيرا اراده خداوند بالاتر از موازين طبيعى و قوانين علمى و محاسبات ماست .مريم با روح و اراده خداوند حامله شد و همين احساس حاملگى او را به محل دورى كشاند. در آنجا درد زاييدن به سراغ او آمد و به درخت نخلى پناه برد.
او كه مى ديد دوشيزه اى دست نخورده آبستن شده است و يك لحظه ديگر وضع حمل مى كند بقدرى هراسان شد كه گفت : اى كاش ! پيش از اين واقعه مرده بودم و از خاطره ها فراموش شده بودم . درست در همين هنگام از زير درخت نخلى خشكيده صدايى آمد كه : اى مريم ! غمگين مباش ! خدايت از زير پايت چشمه آبى جارى ساخته است و اين را نشانه لطف خود درباره تو قرار داده است .اى مريم ! شاخه درخت نخل را (كه سبز و بارور شده است ) تكان ده تا رطب تازه فرو افتد. سپس از آن رطب تازه بخور و چشمت روشن باشد. اگر پس از وضع حمل بدخواهان يهود زاييدن و بچه