تبليغاتX
زن در قرآن - مريم و مادرش حنّه

داستان حضرت مريم در قرآن مجيد يكى از شگفت انگيزترين و جالبترين داستانهاى قرآنى است  ولادت او و سرگذشت مادرش و ماجراى حامله شدن خود وى كه دوشيزه بود و آوردن پسرىبه نام عيسى  پيغمبر خدا، داستانى شنيدنى و بى نظير است كه در قرآن مجيد آمده است .خداوند داستان آنان را به تفصيل در قرآن سوره مريم شرح داده است . اينك خلاصه آن داستان به موجب آيات سوره آل عمران و سوره مريم و تفسير آن :مادر مريم حَنِّه  يا حنا سالها بود كه با عمران از بزرگان و روحانيون محترم آل يعقوب ازدواج كرده بود ولى از او فرزندى نياورد. مدتها گذشت اما انتظار او به جايى نرسيد. سرانجام رو به درگاه خدا آورد و دست تضرع و التجا برداشت .

زن عمران گفت : پروردگارا! من نذر كرده ام كه آنچه را در شكم دارم (وقتى متولد شد) آزاد بگذارم (تا خدمتكار خانه تو باشد) پس تو اين نذر را از من بپذير كه مى دانم شنوا و دانايى ) ( اِذْ قالَتِ امْرَاءَتُ عِمْرانَ رَبِّ اِنّى نَذَرْتُ لَكَ ما فى بَطْنى مُحَرَّرا فَتَقَبَّلْ مِنّى اِنَّكَ اَنْتَ السَّمي عُ الْعَليمُ ) (سوره آل عمران ، آيه 35)
سرانجام ، دعاى مادر مريم كه از بانوان پاك سرشت بود مستجاب شد و احساس كرد كه آبستن شده است . به همين جهت وقتى وضع حمل كرد و ديد كه نوزاد دختر است و پسر نيست گفت : خداوندا! من كه دختر زاييدم ؟! (چون منتظر پسر بود) ولى خدا بهتر مى دانست كه آنچه زاييده بود چه دختر پاك سرشتى است . مادر مريم پنداشت كه براى خدمت در خانه خدا، پسر به مانند دختر نيست از اين رو گفت:« من او را مريم (مريم به معناى عابده  است) ناميدم و او و فرزندش را از شرّ شيطان مطرود در پناه تو قرار دادم(فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ اِنّى وَضَعْتُها اُنْثى وَاللّهُ اَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالاُْ نْثى وَ اِنّى سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ اِنّى اُعي ذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم ،سوره آل عمران آيه 36)
مادر مريم مى ديد كه بايد به نذر خود عمل كند. با اينكه مريم دختر بود او را به عنوان دختر عابده  تقديم خانه خدا كرد.خدا هم مريم را به وجهى نيكو قبول كرد و به خوبى پرورش داد و چون پدر مريم پيش از ولادت او از دنيا رفته بود از اين رو مادرش او را كه طفلى خردسال بود آورد و به متوليان خانه خدا سپرد تا نذر او را براى خدمتگزارى خانه خدا بپذيرند.متوليان بيت المقدس كه از بزرگان و روحانيون عالى مقام بنى اسرائيل بودند بر سر كفالت مريم با هم به نزاع پرداختند. سرانجام تصميم گرفتند قلمهاى خود را به آب اندازند تا قلم هر كدام به روى آب آمد، به حكم قرعه كفالت مريم دختر عمران مرد نامى و محترم شهر، با او باشد و اين افتخار در خانه خدا نصيب او گردد.در آن ميان تمام قلمها به زير آب رفت و تنها قلم زكريا به روى آب آمد. بدينگونه زكريا(كه شوهرخاله مريم بود)كفالت و سرپرستى اورابه عهده گرفت .در بيت المقدس اطاقكى در جاى بلندى در اختيار مريم نهادند و زكريا به مراقبت از وى همّت گماشت .با اينكه غذا و مايحتاج مريم به عهده زكريا بود، مع الوصف چند بار زكريا سر زده به ديدن مريم آمد و ديد كه غذاى بهشتى در مقابل مريم نهاده اند و او مشغول خوردن آن است !

زكريا گفت : اى مريم ! اين غذا را از كجا براى تو آورده اند؟ مريم گفت : آن را از جانب خدا آورده اند، خدا به هر كس بخواهد بى حساب روزى مى دهد(فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ اَنْبَتَها نَباتا حَسَنا وَ كَفَّلَها زَكَرِيّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقا قالَ يا مَرْيَمُ اَنّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِاللّهِ اِنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ، سوره آل عمران ، آيه 37)

زكريا متوجه شد كه مريم سخت مورد لطف و عنايت خداست . مريم سالها در خانه امن خدا و تحت كفالت و نظارت حضرت زكريا پيغمبر خدا به سر برد. او هم اكنون دخترى بالغ است و با قد كشيده واز نظر ظاهر و باطن بهترين دختران عصر مى باشد. او در همان بلندى در اطاقك

خود به سر مى برد، در اوقاتى كه مردان بيرون مى رفتند پايين مى آمد و مشغول جاروب كردن خانه خدا و گردگيرى نقاط آن مى شد.روزى در اطاقك خود نشسته بود كه فرشتگان آمدند و به وى گفتند: اى مريم ! فرمانبردار خدا باش و سجده كن و با خاضعان در پيشگاه خدا خضوع كن (يا مَرْيَمُ اقْنُتى لِرَبِّكِ وَاسْجُدى وَ ارْكَعى مَعَ الرّاكِعي نَ ) (سوره آل عمران ، آيه 43)
روز ديگر باز فرشتگان نازل شدند و گفتند: اى مريم ! خدا تو را بشارت مى دهد به مولودى كه نامش مسيح،(هاكس كشيش آمريكايى مقيم همدان مى نويسد: خداوند ما عيسى ، به مسيح ملقب گشته است ؛ زيرا براى خدمت و فداى معين قرار داده شده است ، قاموس مقدس ، ص 806 )عيسى بن مريم است و در دنيا و آخرت آبرومند خواهد بود و از مقربان الهى است «اِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ اِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسي حُ عي سَى بْنُ مَرْيَمَ وَجي ها فِى الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبي نَ ) (سوره آل عمران ، آيه 45 »
او در گهواره مانند روزى كه بزرگ خواهد شد، با مردم سخن خواهد گفت ، و يكى از بندگان شايسته خداوند مى باشد(سوره آل عمران ، آيه 46)

مريم گفت : خدايا! چگونه ممكن است من صاحب پسرى شوم و حال آنكه بشرى با من تماس نگرفته است . فرشته گفت : با اين وصف خدا اين كار را خواهد كرد و آنچه را بخواهد مى آفريند. وقتى خدا فرمانى صادر كند (و چيزى را اراده نمايد)همينكه بگويد: بشو، مى شود (سوره آل عمران ، آيه 47 )

دنباله داستان را در سوره مريم بخوانيد كه خداوند ماجراى حامله شدن مريم دوشيزه نمونه و پاك سرشت عصر را شرح مى دهد: اى پيغمبر! به يادآور داستان مريم را هنگامى كه از كسانش

كناره گرفت و به نقطه اى در مشرق جايگاه خود رفت در آنجا او پرده اى كشيد و دور از چشم آنها مشغول آبتنى شد.درست در همين هنگام ما روح القدس را به سوى او فرستاديم . روح القدس ‍ مانند انسانى معتدل و خوش تركيب در مقابل او مجسم شد. چون مريم آن انسان زيبا و خوش قامت را ديد، گفت : من به خدا پناه مى برم و ازاو مى خواهم كه توازاوبترسى و مردى پارساباشى و گمان بد درباره من نبرى !

روح القدس فرشته الهى گفت : نه ، من بشر نيستم ، من فرستاده خداى توام و آمده ام تا از جانب خدا كودكى پاك سرشت به تو موهبت كنم .مريم گفت : چگونه ممكن است من بچه اى داشته باشم و حال آنكه بشرى با من تماس نگرفته است و زناكار هم نبوده ام ؟فرشته گفت : با اين وصف خداوند اراده كرده است كه اين كار جامه عمل بپوشد. فرشته افزود خدايت مى گويد اين كار براى من كه خداى تو هستم آسان است (و مسئله مشكلى نيست ) ما او را نشانه اى از قدرت نمايى خود براى مردم قرار مى دهيم و رحمتى از جانب خود مى دانيم و در هر صورت بايد بدانى كه اين كار انجام گرفته است (سوره مريم ، آيه  16-21 )

با همين تجسم روح القدس در مقابل مريم كه دوشيزه اى باوقار و جوان و در آن لحظه مشغول آبتنى بود و گفتگويى كه ميان او و فرشته الهى رد و بدل شدهمين معنا موجب شد كه به طرز اسرارآميزى و برخلاف موازين طبيعى و دانش طبيعى و فقط با اراده و خواست الهى آبستن شود. چيزى كه براى نخستين بار اتفاق مى افتاد و بعد از او هم در جهان اتفاق نيفتاده است . اين فقط يك معجزه بود و خواست خداوند؛ زيرا اراده خداوند بالاتر از موازين طبيعى و قوانين علمى و محاسبات ماست .مريم با روح و اراده خداوند حامله شد و همين احساس حاملگى او را به محل دورى كشاند. در آنجا درد زاييدن به سراغ او آمد و به درخت نخلى پناه برد.
او كه مى ديد دوشيزه اى دست نخورده آبستن شده است و يك لحظه ديگر وضع حمل مى كند بقدرى هراسان شد كه گفت : اى كاش ! پيش از اين واقعه مرده بودم و از خاطره ها فراموش شده بودم . درست در همين هنگام از زير درخت نخلى خشكيده صدايى آمد كه : اى مريم ! غمگين مباش ! خدايت از زير پايت چشمه آبى جارى ساخته است و اين را نشانه لطف خود درباره تو قرار داده است .اى مريم ! شاخه درخت نخل را (كه سبز و بارور شده است ) تكان ده تا رطب تازه فرو افتد. سپس از آن رطب تازه بخور و چشمت روشن باشد. اگر پس از وضع حمل بدخواهان يهود زاييدن و بچه دار شدن تو را بهانه كردند و ديدى كه درباره آن سؤ ال مى كنند، به آنان بگو: من براى خدا نذر كرده ام روزه بگيرم ، بنابراين با كسى سخن نمى گويم (سوره مريم ،آيه22-26)  

به دنبال آن ، مريم زاييد و عيسى نوزاد زيباى خود را پاك و پاكيزه و پيچيده در قنداق ، در بغل گرفت و به ميان قوم آمد، شهرى كه اين ماجرا در آن به وقوع پيوست ناصره  واقع در فلسطين بود كه امروز هم هست و به زادگاه حضرت عيسى معروف است . چون عيسى در ناصره متولد شد، خود او را عيساى ناصرى  مى گفتند و به همين علت هم پيروانش را نصرانى  يا نصارا مى خوانند.

مريم كه خود از اولاد يعقوب يعنى دودمان بنى اسرائيل و قوم يهود بود، همينكه با آن كيفيت و حال و وضع ، نوزاد را به بغل گرفته و به ميان قوم خود آورد، گفتند: اى خواهر هارون ! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت سابقه بدكارى داشته است تو كه دختر هستى اين بچه را از كجا آورده اى ؟ مريم با الهام غيبى اشاره به نوزاد كرد كه از خود وى جويا شويد. گفتند: چگونه با نوزادى كه در گهواره (قنداق ) است سخن بگوييم ؟ (سوره مريم ، آيه 27-29 )

در هيمن لحظه عيساى نوزاد گفت : من بنده خدايم و (معانى ) كتاب آسمانى به من داده شده وخدا مرا پيغمبر نموده است و هر جا باشم پر بركت قرار داده و سفارش كرده است كه تا زنده ام نمازگزارم و زكات بدهم . و سفارش كرده است كه نسبت به مادرم نيكوكار باشم و ستمگر و سنگدل نباشم .درود بر من روزى كه متولد شدم و روزى كه مى ميرم و روزى كه زنده مى شوم
خداوند شخصيت مريم را در آيه آخر سوره تحريم بدينگونه بازگو مى فرمايد: مريم دختر عمران نمونه كامل يك فرد با ايمان بود.رحمش پاك و ما روح خود را در آن دميديم . او سخنان خداى خود و كتب او را تصديق داشت و شخصا نيز از بندگان فرمانبردار خداوندبود
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 5:16  توسط زهرا میر عیسی خانی  |